یکشنبه دوم بهمن 1390
طوفان حقايق و شكست يك پروژه
طوفان حقايق و شكست يك پروژه
(در حاشيه بحران دورن حزب "حكمتيست")
چند شقه شدن حزب "حكمتيست" با اعلام علنى كودتاى اقليت دفتر سياسى و انتشار علنى بيانيه آنها و همچنين نامه كورش مدرسى مسجل شد۔ روشن بود كه كورش مدرسى و تيمش با نقشه قبلى عليه حزبى كه آنرا حزب خود، ميدانستند، شبيخون زده اند وديگر بازگشت به يكروز قبل از آن، در همان روزهاى اول براى هميشه غيرممكن شده بود۔
ما طى اين يك ماه، رفت و برگشتهاى فراوان، سردرگميها و رنگ عوض كردنها، سياست هاى متناقض و قهر و آشتى هاى فراوانى را در ميان اين جمع و دوستانشان مشاهده كرديم ۔ نه ناظران اين پديده ديوانه اند و نه جامعه دارالمجانين است تا معيار اين حركتها را با سردرگميها بسنجند، لابد همه كسانى كه ماجرا را تعقيب كرده اند قضاوتهاى خود را دارند۔ آنچه كه محرز شد و در عمل متوجه شديم آن بود كه : جنگ با سايه منصور حكمت، آنهم به اسم منصور حكمت به نيرويى كه هنوز اظهار ميدارد كه متعلق به آن تاريخ است كار ساده اى نيست و نتيجه اى جز شكست نخواهد داشت۔ معلوم شد پرده دوم تشكيل محافل دو خردادى و "كارگر كارگرى" نيز با ناكامى مواجه شد. توجه دادن عاملان کودتا که آنان خواسته اند در مقابل "کمیته کردستانی ها"، حزب "داخل" کشوری را در میان "پرولتاریای صنعتی" ایجاد کنند و بنابراین گویا خواسته اند، سدی در مقابل "سنت چادرها" برپا دارند، زیادی ناپخته است. فقط جهت اطلاع یادآوری کنم که قبلا و در دوره انشعاب ۲۰۰۴ از حزب کمونیست کارگری، "کردستان دروازه قدرت است" و "سوسیالیسم رم میدهد" پرچم بود. این گریم کردن ها ممکن است برای ایفای نقش در فضاى فرقه ها جائی داشته باشند، اما برای یک تاریخ نگاری و بیان حقایق مربوط به یک سیر تاریخی پر افت و خیز و پر از تقابلهای مکتوب و ثبت شده که رویدادهای آن از قانونمندی برخوردارند، بیشتر به هذیان نزدیک اند.
ادامه مطلب
جمعه شانزدهم دی 1390
براى اولين بار منتشر ميشود
مقدمه
متنى را كه ملاحظه ميكنيد متن پياده شده نوارى است كه منصور حكمت براى تشكيلات حزب كمونيست كارگرى ايران در كانادا فرستاده بود۔ اين متن براى اولين بار است كه منتشر ميشود۔ از آنجايى كه نوار فاقد تاريخ مشخصى بود، از متن مباحث ميتوان حدس زد كه مربوط به بعد از پلنوم نهم حككا يعنى مقارن با اوايل سال ١٩٩٩ باشد۔ از طريق رفيق ايرج فرزاد به اين نوار دسترسى پيدا كردم، همچنين سر تيتر اين متن را با توجه به مفاد بحث، من انتخاب كرده ام ۔
لازم نمى بينم به جزئيات اهميت اين مباحث، بپردازم كافى است به اين نكته بسنده كنم كه در اين نوشته كوتاه، خواننده، متوجه جايگاه عمل و پراتيك كمونيستى در متدولوژى منصور حكمت خواهد شد، متدى پيوسته كه درتمامى آثار او بوضوح نمايان است، تمايزى كه اين رگه از ماركسيزم را، اين افق و سياست انقلابى را، اين نوع از كمونيزم را در هر مبحث كوتاه و يا مفصل بخوبى ميتوان مشاهده كرد۔ من اين نوار را پياده و اديت كردم به اميد اينكه مورد استفاده علاقمندان و بويژه نسل جوان كمونيست، واقع شود۔
بديهى است كه مسولئيت حفظ امانتدارى از شيوه گفتارى به نوشتارى تماما بعهده من ميباشد۔
براى شنيدن نوار بر روى (فايل صوتى) كيك كنيد: فايل صوتى نوار منصور حكمت به تشكيلات كانادا
ژانويه ٢٠١٢
عبدالله شريفى
سندروم پسا پلنومى
نگاهى مجدد به "حزب و جامعه"
منصور حكمت
رفقاى عزيز تشكيلات كانادا ، من نادر هستم و خدمت همه شما از همين جا سلام عرض ميكنم ۔
اميدوارم كه اين نوار به موقع بدستتان رسيده باشد و قبل از كنفرانس ها بتوانيد به آن گوش دهيد۔ هدف من از فرستادن اين نوار براى شما اين است كه نكاتى را مخصوصا بعد از پلنوم كه فكر ميكردم تاكيداتى بر آنها ضرورى است با شما در ميان بگذارم۔ باتوجه به فيد بك و به اصطلاح بازتابى كه حس كردم بعد از پلنوم، از رفقاى مختلفى كه به كشورهايشان برگشته بودند، گرفتيم، نكاتى كه بعضا تلفنى با بعضى از رفقا چه در كانادا و چه در كشورهاى ديگر در ميان گذاشتم و يا در بعضى جلسات باز شفاها به بعضى از رفقا گفته ام، دوست دارم اينجا يكبار ديگر همان نكات را بطور سيستماتيك بيان كرده باشم تا اگر احيانا نكات مبهمى در بحثهاى قبلى بود را پوشانده باشد و يا حداقل به برداشتهايى كه ممكن است نادرست از آن بحثها گرفته شده باشد ، جواب داده شود۔
ادامه مطلب
جمعه بیست و نهم مهر 1390
برخی از دست نوشته ها و آثار منصور حکمت، منتشر شد!
این کتاب ۳۵۰ صفحه ای، بخش زیادی از نامه ها و مکاتبات منصور حکمت در دوره قبل از تشکیل حزب کمونیست ایران، فاصله ای از دوران فعالیت این حزب و نیز در دوره حزب کمونیست کارگری ایران را شامل میشود که برای اولین بار انتشار می یابند.
ادامه مطلب
چهارشنبه سیزدهم مهر 1390
نتايج يك پروسه
اكنون نزديك به يك ماه است كه اخبار مربوط به تنش ها و "بحران" جريانى تحت نام سازمان زحمتكشان كردستان ايران، به سر دستگى عمر ايلخانيزاده، بازار مدياى جريانات ناسيوناليست كرد را گرم كرده است۔
خبرها نه تنها حاكي از وجود درگيرى نظامى، كتك كارى و حمله فيزيكى به همديگر است بلكه اين اخبار مملو از حوادثى است كه شنيدن هر قلم از آن اقلام گوياى عمق فساد و برملا كننده ماهيت حقيقى اين جريانات است۔ از جمله قطع نان و آب به اصطلاح "مخالفين" توسط جناحي كه هنوز سر كيسه پول دريافت شده از جلال طالبانى و "حكومت" اقليم كردستان عراق را در اختيار دارد(جناح عمر ايلخانى زاده)، اتهام دزدى و اختلاس مالى طرفين به همديگر، افشاى فرستادن واحد هاى نظامى به داخل و به منظور باج گيرى از مردم توسط افراد وابسته به دارو دسته هاى متخاصم، و بسيارى اعمال و رفتارهاى قبيح عليه همديگر در اخبار منتشر شده موج ميزند۔
مقدمتا ، جهت پرداختن به اين مساله و پاسخ گفتن به "چرا" هاى حول اين رويدادها بهتر است پيش زمينه پيدايش تاريخى اين جريانات را بطور مختصر بار ديگر مرور كرد۔
در اوايل دهه نود ميلادى ، حزب كمونيست ايران با سه گرايش متفاوت و متضاد، به دوره اى بشدت دگرگون شونده جهانى، پا گذاشت ۔ با بيرون آمدن گرايش كمونيزم كارگرى از آن حزب، گرايشات ديگر هنوز در قالب يك تشكيلات ماندگار شدند۔ با حمله نظامى دول غربى به عراق اوايل دهه نود ميلادى، پروسه ها و روندهاى متعددى در سطح جهان و منطقه آغاز شدند۔ با طلوع خونيين نظم نوين، پروسه اى كه اكنون ما شاهد نتايج گنديده آن در دارودسته هاى مانند حزب كومه له و سازمان زحمتكشان و غيره هستيم، آن زمان به رهبرى عبدالله مهتدى كليد خورد ۔
بعد از مدتى متوجه شدند كه حزب كمونيست و يدك كشيدن كمونيزم با اهداف بازار مكاره اى كه قرار بود در آن نقش بازى كنند، سازگار نيست ۔ سرانجام عبدالله مهتدى و عمر ايلخانى زاده و جمعى از دوستانشان، با حمايت مالى و نظامى جلال طالبانى از حزب كمونيست جدا شدند و رسما و مشتركا با سرقت اسم كومه له و با براه انداختن يك موج وسيع كينه و نفرت از گذشته انقلابى و كمونيستى كو مه له به باز سازى ناسيوناليسم كرد و ارتقا بخشيدن جنبش "كردايتى" از سطح سياسى به سطح فالانژيسم، جريان مستقل خود را سازمان دادند ۔
ادامه مطلب
یکشنبه ششم شهریور 1390
گريز از يك جواب
اخير مظفر محمدى ، در جواب به سوالى كه ايرج فرزاد مطرح كرده بود ، مطلبى نوشته است تحت عنوان: (صراحت چپ). هر چند كه مدتى است قصد داشتم راجع به اين نوع "چپ" چيزى ننويسم و وقت خود را تلف نكنم اما محتواى غير منصفانه در نوشته مظفر محمدی و گريز از اصل موضوع، محرك آن شد كه اين ياداشت مختصر را بنويسم ۔
سوال ايرج فرزاد روشن و ساده است، قاعدتا سوال ساده بايد جواب روشن و ساده داشته باشد۔ سوال ايرج فرزاد اين بود كه اكنون ديگر همگان به عبور شما از كمونيزم منصور حكمت واقفند، چرا هنوز تحت عنوان "حكمتيست" و با آويزان شدن به منصور حكمت به فعاليت ادامه ميدهيد؟ چرا با اسم و رسم خود ظاهر نميشويد؟ چرا با صراحت حرف خود را نميزنيد؟ اين سوال روشن و ساده بارها از طرق متفاوت در نوشته و نقدهاى چند سال گذشته از طرف "امثال ايرج فرزاد" مكررا مطرح شده است كه تاكنون با ناسزا گويىها "مخالفين را سر جايشان مينشانيم" و كلى ادبيات كپك زده جواب گرفت. خوشبختانه اين نوشته مظفر عليرغم گريز از جواب، درقياس با آن "كوه ادبيات" کمی فرق دارد ۔
من اينجا به چند نكته در رابطه با نوشته اخير مظفر محمدى اشاره ميكنم:
ادامه مطلب
شنبه یازدهم تیر 1390
بورژوازی و ضد انقلاب، اثر كارل ماركس /
بورژوازی و ضد انقلاب، اثر كارل ماركس / برگردان از بهزاد باقری
ژانویه 13, 2011No Comments
يادداشت مترجم : متن ذيل اولين مقاله از مقالات چهارگانه ماركس به نام بورژوازي و ضد انقلاب است كه در سال 1848 ميلادي در روزنامه نوئه راينيشه زايتونگ به سردبيري وي منتشر شده است . در اين سلسله مقالات ، ماركس با ذكر وقايع گوناگون به بررسي نقش بورژوازي آلمان و چهره ها و شخصيتهايش در شكست انقلاب 1848 آلمان ميپردازد . اين مقالات بوضوح از نقش ارتجاعي بورژوازي در بشكست كشاندن و منحرف كردن هر خيزش توده اي و انقلابي پرده برميدارد .
نوئه راينيشه زايتونگ ، شماره 165
كلن ، 9 دسامبر
ما هرگز اين ح قيقت را پنهان نكرده ايم كه از بنيادي انقلابي و نه قانوني عزيمت ميكنيم . اكنون حكومت نيز به نوبه خود تظاهر غلط به بنياد قانوني را به كناري نهاده است و خود را بر بنيادي انقلابي قرار داده است [چراكه] براي ضدانقلاب نيز بنيان و اساس ، انقلابي است .
ادامه مطلب
جمعه دوم اردیبهشت 1390
نامه كارل ماركس به پاول واسيليويچ
ضمیمه ۲
نامه به پاول واسیلیویچ آننکوف1
آقای آننکوف عزیز،
اگر کتابفروش من تا همین هفته گذشته که بالاخره کتاب فلسفۀ فقر پردون را برایم فرستاد در این کار تاخیر نکرده بود، شما باید جواب من به نامه اول نوامبرتان را خیلی وقت پیش دریافت کرده باشید. من کتاب را بسرعت ظرف دو روز نگاه کردم تا بتوانم نظرم را درجا به شما بگویم. از آنجا که بسیار سرسری خواندمش، نمیتوانم وارد جزئیات بشوم، فقط میتوانم آنچه در همین خواندن سرسری نظرم را گرفته است برایتان بگویم. اگر بخواهید میتوانم در نامه دیگری نظرم را با تفصیل بیشتر بنویسم.
ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390
"المدينة الصعب" نگاهى به تحولات كردستان عراق
در سالهاى دهه هشتاد ميلادى كه رژيم فاشيستى بعث عراق براى سركوب مبارزات كارگران و مردم محروم عراق بكلى و كردستان عراق به اخص از هيچ جنايتى كوتاهى نميكرد، آن دوره قصاوت و سركوب قادر نشد مردم شهر سليمانيه را به زانو در آورد۔ گويا صدام حسين در جلسه فرماندهان بالا، از عصبانيت در ناتوانى سركوب مردم مبارز سليمانيه، به اين شهر لقب "المدينه الصعب" يعنى (شهر تسخير ناپذير) داده بود۔ بعد از چندين دهه اكنون بار در مقابل ديد همگان نزديك به دو ماه است كه مدينه الصعب در مقابل "حاكمان خودى" بپا خواسته است۔ آن زمان "شهر تسخير ناپذير" بدون توهم به حاكمان وقت و امروز با انبوهى توهم و كمبود و نارسايى در مقابل مشتى چپاولگر كه خود را "حكومت اقليم كردستان " ميدانند خودنمايى ميكند۔ آنموقع هنوز جلال طالبانى "كتاب سرخ" در دست داشت و مسعود بارزانى در راس (قياده موقت) تحت رهبرى سپاه پاسداران، سرگرم سركوب مبارزات مردم كردستان ايران بود۔ شايد كسى فكر نميكرد كه بعد از چند دهه مدينه الصعب به مصاف اين "قهرمانان" دمكراسى كروزى، بيايد۔!
بر متن خيزشهاى مردمى شمال آفريقا و خاورميانه براى ساقط كردن نظامهاى سياسى خودكامه و مدام العمر، نزديك به دو ماه است كه مردم شهر سليمانيه و چند شهر مجاور بدون وقفه به تظاهرات و ميتينگ و تجمع خود عليه سلطه احزاب "حاكم" در كردستان عراق، در ميادين شهر و خيابانها هستند۔ بدون ترديد سير اتفاقات اين دو ماهه در گنجايش اين نوشته نميتواند باشد، بلكه اينجا براى ترسيم تصوير كلى به يك جمعبندى موجزى اكتفا ميشودادامه مطلب
جمعه نوزدهم فروردین 1390
نامهای از ماركس به فویرباخ
این نامه اولین بار، بهطور ناقص، در مجموعه مكاتبات و آثار بعد از مرگ فویرباخ، و سپس در مجموعه آثار ماركس و انگلس، چاپ شد. همانطور كه پیداست ماركس این نامه را در دوره موسوم به «جوانی» خود نوشته است، در دورهای كه به قول انگلس، بعد از چاپ ذات مسیحیت فویرباخ، «همهمان ناگهان فویرباخی شده بودیم!» اما چیزی كه در این نامه جالبتوجه است حمله نوعاً ماركسیِ ماركس به شلینگ و دستزدن به افشاگریهایی درباره اوست كه تا حدی فضای آلمان دهه چهل قرن نوزدهم را بهدست میدهد، دورهای كه اولین نسل بزرگ انقلابیون ماتریالیست بهسیاق مدرن در حال شكلگیری است.
***
آقای عزیز
چند ماهی پیش وقتی از بروكبرگ میگذشتم، دكتر روگه برنامهمان را برای انتشار سالنامه فرانسویـآلمانی بهاطلاعتان رساند و همان موقع از شما درخواست همكاری كرد. اكنون دیگر قطعی شده است كه مكان چاپ و انتشار آن پاریس خواهد بود و اینكه اولین شماره ماهانه بناست در اواخر نوامبر منتشر شود. خود را موظف میدانم، پیش ازآنكه تا چند روز دیگر عازم پاریس شوم، درقالب نامهای با شما مراوده كنم چراكه توفیق آشنایی شما را شخصاً ندارم.
ادامه مطلب

